X
تبلیغات
رایتل
























کاشانه عشق ما

شهره هستم سال 90 با همسر عزیزم زندگیمونو شروع کردیم و این روزها منتظر کوچولومون هستیم که تو راهه. همین بهانه نوشتن خاطراتم شده-------------- دختر نازنینمون مرداد 92 بدنیا اومد و کاشانه مون سه نفره شد اما عشقش چند برابر

هنوز منتظر هستیم و دیگه خیلی این انتظار سخت شده. خودم احساس سنگیمی شدید میکنم بخصوص تو خواب موقع غلت زدن. ولی مشکل خاصی ندارم. همیشه فکر میکردم خیلی روزهای آخر برام سخت باشه اما خدارو شکر دارم بخوبی میگذرونم. از یکطرف عجله دارم برای بدنیا اومدن و دیدنش و از طرفی هم دلم میخواد تا لحظه ای که به اون محیط احتیاج داره همونجا بمونه و خوب رشد کنه. از خدا خیلی میخوام کمکم کنه. نگرانی و ترسم از زایمان بطرز باور نکردنی از بین رفته فکر میکنم اثر شرکت توی کلاس های بارداری و صحبت با اطرافیان و با تجربه هاست. الان فقط زایمان رو یه پروسه طبیعی و شیرین میبینم و هر لحظه انتطارشو میکشم

همه فکرم شده پر از ابهامات در مورد دخترمون و خصوصیاتش.از همه میخوام برام دعا کنید.

نوشته شده در دوشنبه 31 تیر‌ماه سال 1392ساعت 12:10 ب.ظ توسط شهره نظرات (2)


Design By : Pichak