X
تبلیغات
رایتل
























کاشانه عشق ما

شهره هستم سال 90 با همسر عزیزم زندگیمونو شروع کردیم و این روزها منتظر کوچولومون هستیم که تو راهه. همین بهانه نوشتن خاطراتم شده-------------- دختر نازنینمون مرداد 92 بدنیا اومد و کاشانه مون سه نفره شد اما عشقش چند برابر

با وجود همکاری های همسر و دخترم متاسفانه نتونستم تو این مدت طبق برنامه پیش برم و هیچ چیز و هیچ کسی رو جز خودم مقصر نمیدونم. باز هم همون شب بیداری ها و فشرده کاری ها...   تا جایی که همسرم هم بهم پیشنهاد داد که مدیریت کنم و نذارم اینقدر کارها فشرده بشه و 2-3 روز که من درگیر بودم همه کارهای عسل و بخشی از کارهای خونه رو بعهده گرفته بود و من هم عذاب وجدان داشتم. صدای خنده ها و گریه های عسل رو که میشنیدم دلم میخواست بشینم ساعتها باهاش بازی کنم و زمان نگذره. امان از تنبلی....

دوباره اراده میکنم و این بار جدی تر از قبل عمل میکنم

نوشته شده در یکشنبه 12 آبان‌ماه سال 1392ساعت 08:40 ق.ظ توسط شهره نظرات (5)


Design By : Pichak