X
تبلیغات
رایتل
























کاشانه عشق ما

شهره هستم سال 90 با همسر عزیزم زندگیمونو شروع کردیم و این روزها منتظر کوچولومون هستیم که تو راهه. همین بهانه نوشتن خاطراتم شده-------------- دختر نازنینمون مرداد 92 بدنیا اومد و کاشانه مون سه نفره شد اما عشقش چند برابر

هفت ماه از لحظه ای که برای اولین بار دیدمت و به چشمانت خیره شدم می گذرد. چشمانی که تماشایشان آرزویم بود

از زمانی که بعد از نه ماه برای اولین بار با پوستم لمست کردم و در آغوشت کشیدم. صدایت را شنیدم صدایی که شنیدنش آرزویم شده بود.

امروز ناباورانه هفتمین ماهگرد زمینی شدنت را در قلبم جشن گرفتم. تو هفت ماهه شدی و هر روز دوست داشتنی تر و شیرینتر و من هر روز عاشقترت میشم

امروز برایم یادآور یکی از روزهای مهم تحصیلیم هست که از سمینار دوره ارشدم دفاع کردم و قصد داشتم برای مدتی به خودم استراحت بدم و بعد روی پایان نامه کار کنم. بعد از ارائه سمینار شاد و سبکبال بودم و بعد از یه سفر کوتاه با خانواده به خونه برگشتم و چند روز بعد مراسم رسمی نامزدیمون برگزار شد. بعد از اون مقدمات عقد و ... و از سال 88 تا کنون 9 اسفند برام شد یک روز دوست داشتنی اما هیچوقت تصور نمی کردم 4 سال بعد توی این روز هفت ماهگی دخترمونو جشن بگیریم.

عسلم روزهایت شاد شاد

نوشته شده در جمعه 9 اسفند‌ماه سال 1392ساعت 08:59 ب.ظ توسط شهره نظرات (7)


Design By : Pichak