X
تبلیغات
رایتل
























کاشانه عشق ما

شهره هستم سال 90 با همسر عزیزم زندگیمونو شروع کردیم و این روزها منتظر کوچولومون هستیم که تو راهه. همین بهانه نوشتن خاطراتم شده-------------- دختر نازنینمون مرداد 92 بدنیا اومد و کاشانه مون سه نفره شد اما عشقش چند برابر

سلام امیدوارم تعطیلات به همه خوش گذشته باشه و پر از انرژی به استقبال کار و تلاش رفته باشید. جای همگی خالی مسافرت ما خیلی خوش گذشت. حدود یک هفته با ماشین شخصی و در جمع خونواده و فامیل حسابی لذت بردیم. سمت شمالِ خوزستان بودیم و کلی تفریحگاههای خوب با هوای دلنشین و نسبتا خلوت بود. ما معمولا تعطیلات عید بوشهر، قشم یا بندر عباس رو انتخاب میکردیم و اولین بار بود که به این منطقه می رفتیم. در مقایسه با اونجا خیلی خلوت بود و نمی شد فهمید که تعطیلات عیده!! با اینکه سعی کردیم از همه نقاط زیبا دیدن کنیم اما باز هم فرصت نشد و خیلی جاهای ندیده رفت تو لیست سفر بعدی. عسل هم حسابی لذت برد و براش عجیب بود که هر لحظه توی یک جای جدید و غیر قابل پیش بینی چشماشو باز میکنه. ساعت خوابش تغییر کرده بود و خیلی کمتر می خوابید اما از این بابت مشکلی نداشت. فقط متاسفانه بد غذا شده بود و برعکس قبل که کمتر شیر می خورد خیلی به شیر وابسته شد و در روز یک وعده غذارو هم کامل نمی خورد. بطور محسوسی بعد از سفر وزن کم کرده بود اما خوشبختانه خونه که رسیدیم سریعا به روال قبل برگشت و اشتهاش بهتر شد ساعت خوابش هم به روال قبل برگشته. یک نکته منفی این بود که تو ماشین عسل بیشتر تو بغلم بود فقط گاهی که می خوابید میذاشتمش توی صندلی خودش و همین باعث شد که بغلی بشه و هنوزم اصلا دوست نداره از بغل پایین بیاد و صدای اعتراضش بلند میشه. 

روز سیزده با وجود بارندگی تو ماشین یک گردش سه نفری رفتیم و تو فاصله ده دقیقه ای که بارون بند اومد تو پارک قدم زدیم اما باد شدید بود و سریع برگشتیم.

کارم از این هفته شروع شده و از کوچکترین فرصت تو خونه برای انجامشون استفاده میکنم اما انصافا این کوچولو خیلی بیشتر از قبل وقت می خواد. حداقل دو نوبت در روز مشغول آشپزی براش هستم و بقیه اوقات هم دوست داره کنارش باشم و باهاش بازی کنم. منم که سیر نمیشم از سرگرم کردنش و وقت گذروندن با شیرین عسلم

نوشته شده در سه‌شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1393ساعت 02:18 ب.ظ توسط شهره نظرات (2)


Design By : Pichak