X
تبلیغات
رایتل
























کاشانه عشق ما

شهره هستم سال 90 با همسر عزیزم زندگیمونو شروع کردیم و این روزها منتظر کوچولومون هستیم که تو راهه. همین بهانه نوشتن خاطراتم شده-------------- دختر نازنینمون مرداد 92 بدنیا اومد و کاشانه مون سه نفره شد اما عشقش چند برابر


دختر من یکسالشه و هنوز وابستگی زیادی به شیر خوردن داره و در آغوش گرفتن.

دختر من یکسالشه و تو خواب خیلی به سر و صدا حساسه و باید سکوت برقرار کنیم و نور محیط هم کم کنیم.

دختر من یکسالشه و دغدغه ی بزرگمون تغذیه ی روزانه ش هست که از تمام گروه مواد غذایی براش تهیه می کنم و به هر روش ممکنی متوسل می شیم که کاملا یا بخش زیادی شو بخوره.

دختر من یکسالشه و دقت زیادی روی خوردن قطره های مکملش داریم که نسبت به یکیش(قطره آهن) خیلی بی علاقه هست و اونو از شرکت دارویی های متفاوت می گیریم به این امید که طعمشو بپسنده.

دختر من یکسالشه و موقع خوابیدنش حتما باید تو بغلم شیر بخوره و موهاشو نوازش کنم تا کم کم چشماش گرم بشه.

دختر من یکسالشه و به تماشای تلویزیون و بخصوص بعضی آهنگ ها خیلی علاقه نشون میده و محوشون میشه.

دختر من یکسالشه و عاشق بیرون رفتن، گردش و بازی با بچه ها یا حتی تماشا کردن اونها توی پارک هست.

دختر من یکسالشه و علاقه ی خیلی عجیبی به پدرش داره و از وقتی که پدرش وارد خونه میشه میره به استقبال و اصلا دوست نداره از بغل بابا بیاد بیرون.

دختر من یکسالشه و تقریبا با ذائقه ش آشنا شدم و سعی می کنم غذاهاشو مطابق با ذائقه ش تهیه کنم که با اشتها بخوره و از طرفی هم براش تکراری نباشه.

دختر من یکسالشه و توجه زیادی به روحیاتش می کنیم تا چیزهایی رو که علاقه داره براش مهیا کنیم و اگه چیزی آزارش میده یا دوست نداره ازش دور نگه داریم.

دختر من یکسالشه و برام تمیز بودن بدن و لباسش خیلی مهمه و روزانه می برمش حمام که برای خودش هم نشاط آوره.

دختر من یکسالشه و یکی از مشغولیتهای ذهنیمون تعویض پوشکش هست که سر ساعت یا در مواقع اضظراری باید سریعا انجام بشه و بعد از شستشو و خشک کردن حتما از کرم های مخصوص استفاده می کنیم و برای بهتر بودن تاثیرش هر دو روز نوع کرم رو تغییر میدیم.

دختر من یکسالشه و با توجه به کنجکاوی بچه ها توی این سن خیلی مراقبش هستیم که کار خطرناکی نکنه و یا شی آلوده ای تو دهنش نبره و محیط خونه رو براش امن و پاکیزه حفظ می کنیم.

دختر من یکسالشه و برنامه ی تفریح و بیرون رفتن و مهمونی و .. مطابق با اون تنظیم می کنیم که مخصوصا با برنامه خوابش تداخل نداشته باشه.

دختر من یکسالشه و ....

می دونم و می بینم که توی غزه هم بچه هایی همسن و سال با دختر ما و یا کوچکتر و بزرگتر با همین ویژگی ها و پدر و مادرهای نگران فرزندانشون ( اگه زنده باشن) فراوون هستن. نوزادها و شیرخوارهایی که مادرشونو کشتن یا اگه زنده هستن بدنشون رمقی نداره که شیر تولید بشه. بچه هایی که در مقابل چشمهاشون به تنها پناهگاه و امن ترین آغوششون تعرض می کنند و حتی به قتل می رسونند. بی گناهانی که بدنشون تکه تکه میشه و قربانی زیاده خواهی شروران.

حال این روزهام اصلا خوب نیست. هر بار که کوچکترین کاری برای دخترم می کنم بیاد اون بچه های مظلوم می افتم و از خودم بدم میاد که چرا نمی تونم به همنوعانم و هم کیشانم یاری برسونم. فقط از این خوشحالم که برخلاف سالهای قبل این بار همه ی نداهای درونیم برای حضور در راهپیمایی و دفاع از مظلومیتشون تشویقم کردن و تونست ذره ای آرومم کنه.

افسوس می خورم که نمی تونم کمکی بکنم و فقط شاهد این ظلم و وحشی گری هستم.

نوشته شده در دوشنبه 6 مرداد‌ماه سال 1393ساعت 01:58 ب.ظ توسط شهره نظرات (4)


Design By : Pichak